محمد الريشهري
77
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
مىفرمود : « مجموع مال ، اين قدر است و اين مقدار دينار ، از آنِ فلانى و اين مقدار ، از آنِ ديگرى است » و همين گونه همهء نامها را مىگفت و حتّى نقش هر مُهرى را بيان مىفرمود . جعفر گفت : دروغ مىگوييد ! به برادرم چيزى مىبنديد كه آن را نمىكرد . اين علم غيب است و جز خداوند ، آن را نمىداند . هنگامى كه آن گروه ، سخن جعفر را شنيدند ، به يكديگر نگريستند و جعفر به آنها گفت : اين مال را براى من بياوريد . آنها گفتند : ما گروهى اجير و وكيل صاحبان اين اموال هستيم و آن را جز با نشانههايى كه از سَرورمان امام عسكرى عليه السلام مىشناسيم ، به كسى نمىدهيم . اگر تو امام هستى ، برايمان برهان بياور ، وگر نه آنها را به صاحبانشان باز مىگردانيم تا خود ، هر چه مىخواهند ، بكنند . جعفر ، بر خليفهء عبّاسى - كه در سامرّا بود - ، وارد شد و اقامهء دعوا و شكايت كرد . هنگامى كه آن نمايندگان را احضار كردند ، خليفه گفت : اين مال را براى جعفر بياوريد . گفتند : خداوند ، امير مؤمنان را به صلاح آورد ! ما گروهى اجير و وكيل صاحبان اين اموال هستيم و امانتِ سپرده شده ، از آنِ گروهى از مردم است كه به ما دستور دادهاند آنها را جز به نشان و دليلى كه رسم و عادت ميان ما و امام عسكرى بوده است ، به كسى تحويل ندهيم . خليفه گفت : نشانى كه با حسن عسكرى بوده است ، چيست ؟ نمايندگان گفتند : براى ما مقدار و چگونگىِ دينارها و نيز صاحبان آنها و اموال را بيان مىكرد و چون چنين مىنمود ، ما اموال را به او مىسپرديم و بارها بر او وارد شديم و اين ، نشان ميان ما و او و دليل ما بود . حال كه درگذشته است ، اگر اين مرد ، صاحب اين امر است ، بايد همان دليلى را كه برادرش براى ما اقامه مىكرد ، براى ما اقامه كند ، وگر نه آنها را به صاحبانشان باز مىگردانيم . جعفر گفت : اى امير مؤمنان ! اينها گروهى دروغگويند و بر برادرم دروغ